آدم برفی!

 

رودخانه را یادت هست؟

چرا به چپ و راست نگاه می کنی؟ با توام. با تو که برای اولین بار کنار رودخانه دیدمت.

آن روز رودخانه پرآب بود و خروشان. امروز کم آب و رام است. شاید اگر جرأت داشتم، می گفتم دارد خشک می شود.

هنوز یادت نیامده؟ کنار همان پارک که گنبد امامزاده بالایش بود.

شک داری؟

مگر غیر از تو چند نفر حواسشان به رودخانه هست؟ مگر غیر از تو چند نفر دارم که برای اولین بار ببرمشان کنار رودخانه؟

راه کنار رودخانه را بگیریم و برویم. از درخت انجیر رد شویم و ...

راستی! آن روز حواست به درخت انجیر بود؟

آن روز انگار یک جای دیگر بودی. یک دنیای دیگر. چقدر پرپر زدم که به دنیایت راه پیدا کنم.

یادت هست؟

رودخانه امروز مرا یاد تو انداخت.

یاد تویی که هنوز هم حواست یک جای دیگر است.

 

/ 0 نظر / 17 بازدید