مهربانی کودکی تنهاست...

پشت به او نشسته‌ام.

دو کتفم را با دست می‌گیرد.

-          توی این قسمت انتشار پیدا می‌کنه.

انگشتم را از نقطه درد به بالا و پائین می‌برم.

پشتم ایستاده و از من می‌خواهد از تخت پائین بیایم. نمی‌رود پشت میزش بنشید. پشتم ایستاده و من دارم کفش‌هایم را می‌پوشم.

-          استرس داشتی؟

انگشت اشاره ام از پشت پا دارد پاشنه‌ام را توی کفش جا می‌دهد، سرم برگشته است و سعی دارد او را نگاه کند.

-          استرس توی همه زندگیا هست.

از روی تخت که بلند می‌شوم، می‌رود سمت صندلی‌اش.

-          استرس روزمره نه. یه موضوع خیلی شدیدتر.

لبخند می‌زنم. من و من می‌کنم. با شاید و یه کم و اما و...

نشسته روبرویم و لبخند عمیقی روی لب‌هایش است. به چشم‌هایم خیره شده و من هی کلمات را بالا و پائین می‌کنم برای فرار. اما بی‌فایده است. شروع می‌کنم به تعریف کردن. جمله اول را که می‌گویم، بغض از گلویم می‌دود توی چشم‌هایم و می‌افتد رو گونه‎ام. ضعیف شده‌ام.

سرش را تکان می‌دهد. عصبی است کمی.

-          به این میگی یه استرس روزمره؟ تو باید حالت خیلی بدتر از اینا باشه.

لبخند روی لب‌هایم ماسیده است.

یک چیزهایی توی دفترچه بیمه می‌نویسد، یک چیزهایی توی پرونده. و در تمام مدت زیرچشمی من را نگاه می‌کند.

-          یه قرص برات نوشتم. ضعیفه. چیزی نیست. اما حتماً بخور. هر روز. برات ام‌آر‌آی می‌نویسم. از سرت. این علایمی که می‌گی... جوابشو حتماً برام بیار. باشه؟

سرم را تکان می‌دهم، لبخند می‌زنم و می‌روم.

بی‌آنکه بگویم نه برای جواب ام‌آر‌آی، برای مهربانیتان هم که شده، برمی‌گردم.

 

 

/ 4 نظر / 21 بازدید
الهام

من چرا از دکترها خوشم نمیاد؟

آزاد

بودن، یا نبودن، سوال اینجاست آیا شایسته تر آنست که به تیر و تازیانهٔ تقدیرِ جفا پیشه تن در دهیم، و یا تیغ برکشیده و با دریایی از مصائب بجنگیم و به آنان پایان دهیم؟ بمیریم، به خواب رویم- و دیگر هیچ؛ و در این خواب دریابیم که رنج‌ها و هزاران زجری که این تن خاکی می‌کشد، به پایان آمده. بخشی از نمایشنامه هملت http://blog.cheshmehregi.com

میلاد

سلام داش.وبلاگت عالیه ، نظیر نداره. مخصوصا این پستی که برات نظر میذارم توپ بود. راستش دوستم یه سایت باز کرده میخواستم به همه معرفی کنم ؛ آدرسش اینه : http://www.bircharge.com به خاطر این دوست حقیرت حتما ازش بازدید کن و کاری کن منم پیش دوستم رو سفید بشم. ایول داری. ببینم چه میکنی دیگه. حق نگه دارت عزیز.

x

[بغل]داری می میری ها ؟ "ضعیفه "!!!( از این طرز بیان خوشم نمیاد مرتیکه !!! به چه حقی به شما گفته ضعیفه ؟ ها ... تو هم خوشت اومد ها ... حالا جدی جدی ضعیفه ای ؟ یا قرصات ضعیفه .... ضعیفه ؟!!! لبخند نمی ماسه می خشکه نه ؟ ضعیفه ...؟ ام آر آی واسه استرسه ضعیفه یا ... به هر حال نمیدونم چرا خوشم نمیاد از این پست ... ازاون هم خوشم نمیاد که یه قرص برات نوشته ... تا مرتب بری اونجا اگه راست می گه یه قرص قوی بنویسه که راحت شی اساسی ...