کویر

دارم ساک می بندم.

آروومم. هیچی توی دلم نیست.

با لبخند به همه گفتم: «زود برمی گردم.»

سبکم. خیلی سبک.

کارهامو روبراه کردم. تمام بایگانی هام مرتبه. طوری که اگر برنگشتم، کسی سردرگم نشه.

به هیچکس نگفتم دارم می رم که برنگردم. نگفتم که دلم می خواد برنگردم.

سبکم.

درختمو آب می دم. می بوسمش. و بدون هیچ دلبستگی ای می رم.

برای اولین بار دست از این خودخواهی موروثی‌تون بردارید که برام دعا کنید برنگردم.

/ 3 نظر / 24 بازدید
آلک

سفرت به خیر . اما ... تو و دوستی .. خدا را !!

ilya

من که خودخواهم! پس دعا می کنم که برگردی

یگانه - خواب‌گریز

از اون روزی که اینو نوشتی، هی می‌خواستم بیام بگم «سفرت به‌خیر، اما..» حالا دیگه اون اما هم لازم نیست..