روزها میگذرند

یادم هست که سالها اینجا تنها خانه ام بود برای نوشتن. توییتر و اینستاگرام نبود.

من بودم و صفحه ای از پرشین بلاگ که نامش را اشتباهی به جای رمز ورود زده بودم و پسوردم شد آدرسم.

حالا باز هم به خانه ام برگشته ام. همچون مسافری دور که پس از سفری طولانی و پررنج به خانه ای امن برگشته است که بوی روزهای آرامش روحش را میدهد. انگار حوض داشته باشد و شمعدانی ها هنوز سبز باشند در ردیف پله ها.

اینجا بدون نگرانی وابستگانم، از خودم مینویسم باز هم. از خودم و دلم.

پ.ن: همین چند روزی که پرشین بلاگ در دسترس نبود، حال اهالی خانه سبز را داشتم، وقتی فهمیدند خانه شان افتاده توی طرح.

/ 0 نظر / 43 بازدید