از دردها...

موضوعاتی هست که مثل خوره روح رو می خوره. اینو صادق هدایت گفته.

خیلی وقته که داشت روحمو می خورد. واسه‌ی همینم این مسئله رو با اون در میون گذاشتم.

گفت از دو حالت خارج نیست.

اول: می تونه مشکل از خودش باشه که نمی تونسته با ازدواج کنار بیاد. فقط دوستی و پلکیدن با تو رو می‌خواسته و وقتی تو موضوع ازدواج رو مطرح کردی، جا خورده و گفته حالا چه جوری از این ورطه فرار کنم. و شروع کرده به آوردن اون دلایلی که اینهمه روی تو تأثیر گذاشته.

دوم: تو آدم خاص و عجیبی هستی. اول ارتباط بسیار باز هستی و بعدش آدم با یه سد روبرو می شه. این خوشرویی و ارتباط اولیه و این دیواری که شکستنش خیلی زمان می‌بره، کاملاً تناقض داره. شاید با خودش فکر کرده و دیده حوصله شکستن این سد و رد شدن از این دیوار رو نداره. برای همین هم به اون دلایل متوسل شده.

و بعد شروع کرد به استدلال مواردی که خوره شده بود روی روحم. حرفاش هم رنگ محبت داشت هم اینکه از نظر عقلانی کاملاً درست بود. آخرش گفت بهش فکر نکن. چون عاقلانه‌ترین احساس‌ها هم نمی‌تونه از تلخی احساس تو کم کنه. برای اینکه به هر حال تو به خواسته‌ت توی این ارتباط نرسیدی.

...

وقتی تنها شدم، می‌خواستم بازم فکر کنم. اما ...

/ 2 نظر / 4 بازدید
x

روح هایی هم هستن که مثل لولو ممه ها رو می خورن ... اینو خودم گفتم حالا صادق و کاذبش بمونه !!!