کابوس بود یا رویا؟

اسمش رضا بود یا بِن.

ار شیراز آمده بود یا از آمریکا.

از هر طرف که بخواهی حساب کنی، سه برابر من بود؛ طول، عرض، ارتفاع.

نمی دانم چرا دوستش داشتم. نشستم کنارش و گفتم عزیزانم را از من گرفته ای. اما نمی دانم چرا دوستت دارم.

بازوهایش را دورم حلقه کرد و من رفتم روی هوا. زورش زیادی زیاد بود.

قبل تر با هم چنگیده بودیم. او مرا نکشته بود اما من زورش را نداشتم که بکشمش.

هنوز توی دست هایش بودم. تو هوا.

اینجا، توی هوا می شد او را بکشم. از همیشه بیشتر به رگ گردنش نزدیک بودم.

گفت می خواهی بجنگی؟

بغض داشتم. دنیایم داشت تمام می شد.

گفتم نه. وقت زیادی ندارم. توی این وقت کم ترجیح می دهم عشق را تجربه کنم نه جنگ را.

او رفته بود. نمی دانم او را بوسیده بودم یا نه.

او جز دشمن ها بود. جنگ شروع شده بود و ما باید می رفتیم.

من همچنان منتظر خبری از او مانده بودم. اینکه کسی برایم خبر بیاورد او هنوز زنده است.

دنیا داشت تمام می شد و من میان دردناک ترین جنگ دنیا چشم به راه عشق بودم.

...

/ 5 نظر / 4 بازدید
رضا ...

حس میکنم تو رو تو هر شب خودم من عاشق همین احساس تو شدم حس جهانمو وارونه می کنه آرامشت منو دیوونه می کنه حس میکنم تو رو یه عمره تو خودم بازم به من بگو دیر عاشقت شدم کشتی غرورمو دیوونگی کنم بازم منو بکش تا زندگی کنم میمیرم از جنون تا گریه میکنی با بغض هر شبت با من چه میکنی؟ چشمای خیستو رو بغض من ببند من گریه می کنم حالا برام بخند من در کنار تو دریای خاطره م وا میکنی درو بی تو کجا برم حس میکنم تو رو تو هر شب خودم من عاشق همین احساس تو شدم حس جهانمو وارونه می کنه آرامشت منو دیوونه می کنه

سلام

حس می کنم تو رو : ترانه تیتراژ آغازین ماه عسل (ویژه برنامه ماه رمضان سال 1391) ترانه سرا: روزبه بمانی خواننده: مهدی یغمایی تنظیم: فرزاد فتاحی

x

خدا رو شکر خواب خانوما چپه ... داشتم میمردم از غیرت ... اوهوی ... [آیکان پاشه ور کشیدن و تیزی بدست گرفتن .... تازه با عربده و رگه های خون تعصب تو دوتا چشم ][شیطان]