سکوت سرشار از ...

 

دهانم را باز کردم که بگویم:

- اگه دلت دوست می خواد، خب منو اهلی کن.

نگفتم.

 

 

 

 

 

و از خودم می پرسم اگر اونروز، توی اون دشت، روباه به شازده کوچولو این جمله رو نمی گفت، چی می شد؟

 

 

 

/ 5 نظر / 12 بازدید
آلک

هیچی!! می شد مثل صد هزار تا روباه دیگه. که نه اون احتیاجی به شازده کوچولو داشت. نه شازده کوچولو به اون .... تااااازه ! موهای شازده کوچولو هم روباه رو یاد هیچی نمی انداخت ...

شکوه علفزار

آنقدر نيامدي، آنقدر بهانه آوردي، آنقدر سيلي نزدي كه فكري به‌حال خودم كردم. فيلم شكوه علفزار را ديدم و سير گريستم. آنقدر كه نفسم بالا نيايد، آنقدر كه سرم منگ شود و صدايم هاي هاي. آقايان! خانم‌ها! لطفاً شكوه علفزار را نبينيد. لطفاً مثل باد ازدواج نكنيد. لطفاً... كسي از ديني پرسيد: فكر مي‌كني هنوز دوستت داره؟ به دوردست خيره شد و ... ... كاش من هم همينقدر قوي بودم. با سرچ کلمه شکوه علفزار به وبلاگ شما رسیدم من هم وقتی فیلم شکوه علفزار رو دیدم سخت گریستم

شکوه علفزار

آخ که داستان شازده کوچولو هم با صدای شاملو منو ویروون کرد چقدر حرفای شما شبیه حرفای دل منه که نمی تونم بگم

شکوه علفزار

اگرچه هیچ چیز توان آن را ندارد که آنچه را گذشت: شکوه علفزار و جلال گل را بازآورد، اندوه مخور برآن باش تا قدرتی را که درگذشته جاگذاشته ای بازجویی

آلک

دلیلش همون رازه است.اونچه مهمه با چشم سر دیده نمی شه.